تقدیم به همسرم...

امروز روز بزرگی توی زندگی همسرمه . امروز ۴۰ سالگی اش رو پشت سر میذاره و وارد دهه پنجم زندگی اش میشه .

 خوشحالم از اینکه همراهش شدم . خوشحالم از اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم . یاد گرفتم گذشت داشته باشم . یاد گرفتم زود قضاوت نکنم. سعی کرد بهم یاد بده پیش داوری نکنم ( اینو هنوز یاد نگرفتم! ) .

به خودم می بالم که وقتی همکارای شعبات مختلف وقتی میفهمن من همسر آقای کورش الف هستم بیشتر بهم احترام میذارن چون خیلی دوستش دارن.

 و بالاخره خوشحالم که تا الان  ۱۱ سال و ۲ ماه و یک هفته است که با همراه نازنینم زندگی میکنم و دو تا پسر مهربون و شیطون دارم که خوشبختی امو تکمیل کردن.

خدایا به خاطر همه چیز ازت ممنونم. کورش جان تولدت مبارک.

 

یادتون باشه...

وقتی کسی حالش بده بهش نگید این هم می گذره ای بابا، نگید درست می شه، نخواهید با جک های مسخره بخندونیدش نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد غصه داره. می فهمین؟ غصه.
براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین. از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن حرف نزنید.
وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین. شما در حقیقت باید حرف نزنید. باید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید. براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید. بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه. گوش کنید. هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید. فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته. شما جای اون آدم نیستید. شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید. پس نظریه ها و حرف هاتون به درد خودتون می خوره. 
دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید. اگه دلش خواست خودش حرف می زنه.
-ایمیلی بود از یه دوست عزیز